خرید بک لینک
+خب میدونم که خیلی وقته آپ نکردم، راستش حوصله ی آپ کردن نداشتم، توی تمام این روزایی که گذشت اتفاقای زیادی افتاد، مهمتریناش رو میگم: اولا که هوا همچنان گرم و جهنمیه هنوز، اصلا انگار نه انگار که پاییز شده فقط شبا یه خرده خنک و خوب میشه، توی همین روزا که گذشت مدام دنبال کار بودم و جاهای مختلفی سر زدم و همچنان هم ادامه دارد. یکی از بعد از ظهر هایی که گذشت با دوست عزیزم، بعد از مدت ها رفتیم کنار رود خونه و برام چای و کیک فنجونی درست کرده بود و آورده بود، منم برای اولین بار شله زرد پخته بودم به تنهایی و براش بردم، خیلی بهمون خوش گذشت و تا شب اونجا بودیم بعدشم رف

برچسب: پاییز زیبا,پاییز زیبای من,پاییز زیباست,پاییز زیبا شعر,پاییز زیبا ودل انگیز,پاییز زیبای ایران,پاییز زیبا عکس,زیباترین پاییز دنیا,پاييز زيبا,زیبایی پاییز, نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 20:32

+این همه سال این همه پست نوشتم، الان میخوام یه پستی بنویسم که اختصاص داشته باشه به خدا، به خدایی که تمام این سال ها همراهم بود و هست و خواهد بود. خدای خوبم به خاطر تک تک لحظه هایی که کنارم بودی و تنهام نذاشتی و مواظبم بودی ازت سپاسگزارم، که چه بسا اگه نبودی معلوم نبود به چه سرنوشتی دچار میشدم. ازت سپاسگزارم که توی این سالهای اخیر این همه هوام رو داشتی و کمکم کردی تا به اینجا برسم، از اینجا به بعد هم هوام رو داشته باش و حتی یک لحظه من رو به حال خودم ول نکن. به خاطر سلامتی کاملی که دارم ازت سپاسگزارم، کمکم کن که در راه سلامتی دیگران هم قدم بردارم. به خاطر عشق

برچسب: شکر نعمت نعمتت افزون کند,شکر نعمت نعمتت افزون کند از کیست,شکر نعمت نعمتت افزون کند یعنی چه,شکر نعمت نعمتت افزون کند شاعر,شکر نعمت نعمتت افزون کند شعر,شکر نعمت نعمتت افزون کند گنجور,شکر نعمت نعمتت افزون کند در قران,شکر نعمت نعمتت افزون کند ترجمه کدام ایه قران است,شکر نعمت نعمتت افزون کند مولوی,شکر نعمت نعمتت افزون کند داستان, نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 20:31

+دیروز یعنی چهارشنبه بازم چند تا دانشگاهِ دیگه رو سر زدیم و بعضیاشون گفتن که استاد نیاز ندارن و بعضیا هم گفتن توی سایت باید ثبت نام کنی. +امروزم رفته بودم چندتا بانک کار داشتم، و در نهایتم رفتم پاساژ و یه کفشه نو خریدم که خیلی عالی ن. عصرم کفش جدیدامو پوشیدم و باهاشون رفتم پیاده روی. +خیابونا کم کم رنگ و بوی محرم گرفتن، ظرفای نذری، علم ها، داربستای تکیه ها و.... حس و حالِ خوبی رو به آدم میدن. +امشبم خاله ی خودم و خاله ی مامانم مهمون بودن خونمون، فردا هم یک عالمه کارِ خونه باید انجام بدم.

برچسب: پادشاه فصل ها پاییز,پادشاه فصل ها پاییز اخوان,پادشاه فصل ها پاییز افتخاری,پادشاه فصل ها پاییز شعر,پادشاه فصل ها پاییز است,پادشاه فصل ها پاییز mp3,آلبوم پادشاه فصل ها پاییز,پادشاه فصل ها پاييز,شعر پادشاه فصل ها پاییز اخوان,می چمد در آن پادشاه فصل ها پاییز, نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 21:40

+یه روز قبل از اینکه از خوابگاه برگردم، اولین باروون پاییزی رو دیدم، بی نهایت قشنگ بود و با دوستم توی محوطه خوابگاه بودیم بعد دیدیم بقیه ی بچه ها هم همه اومدن تو محوطه، روز عید غدیر بود، اینجا باید تقریبا تا آبان منتظر بمونیم تا بلکه بارونی بباره. +دیروز باز رفتم بیرون، به چند تا مدرسه ی غیر انتفاعی سر زدم که متاسفانه گفتن باید از تابستون میومدی درخواست میدادی و کادرمون الان تکمیله، یکی دو جای دیگه م برای کار ترجمه رفتم که دیدم خییییلی کم به مترجم پول میدن و دیگه بی خیالش شدم، اما هنوز چند جای دیگه هست که باید سر بزنم، دانشگاه ها هم توی برنامم هستن که ب

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:31

+روز آخری قبل از اینکه برگردم، با یکی از دوستام بعد از دوسال رفتم مسجد دانشگاه، کلا من توی این دو سال نمیرفتم نمیدونم به چه دلیل چرتی! ولی خب با خودم گفتم زشته دیگه نرم بعد از دو سال، رفتیم اول فاتحه خوندیم برای شهید گمنام، بعدشم رفتیم نماز جماعت، سالها بود که نرفته بودم، بعد از اونم که دو تا دیگه از دوستامونو توی راه دیدیم و رفتیم سوپر دانشگاه و بعدشم رفتیم توی محوطه ی دانشگاه توی آلاچیقا بستنی خوردیم و حرف زدیم، هیییی خدا چه روزای خوشِ تکرار نشدنی بودن. +نمیدونم چرا چند وقته آرزوهای من برای بقیه دوستام برآورده میشن! منظورم آرزوهایی هستن که من برای خو

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:31

صفحه بندی